درس حق‌الناس استاد عدالتیان، ج۷

درس اخلاق با موضوع: حق الناس

استاد مهدی عدالتیان

بحث در رابطه با حق الناس و سی حق مؤمن بر مؤمن بود، رسیدیم به فراز:

«وَ یَشْفَعُ مَسْأَلَتَه‏» یعنی واسطه مسألت او شود؛ مثلاً اگر کار برادر دینی‌ات جایی گیر کرد، شما واسطه خیر او شو و او را در سختی‌هایش تنها نگذار.

«وَ یُسَمِّتُ عَطْسَتَهُ» و عطسه‌اش را تحیت بگوید. یکی از آداب دینی این است: هنگامی که برادر دینی‌ات عطسه زد شما به او بگویی «یرحمک الله» و او در جواب بگوید: «یغفر الله لنا» و چه خوب است که به ریزه‌کاری‌هایی که اسلام دستور داده مقید شویم؛ مثلاً آب دهانمان را اگر بر زمین انداختیم، روی آن خاک بریزیم تا حال مؤمنی خراب نشود یا سعی کنیم در گفتارمان کمتر مبالغه کنیم و نکات ریز دیگری که انجام‌دادنش باعث بابرکت‌شدن زندگی و بیشترشدن توفیقات می‌شود.

«وَ یَرُدُّ سَلَامَهُ» و جواب سلام او را بدهد. یکی از آداب سلام، بلندسلام‌کردن و جواب‌دادن است؛ ولی دقت داشته باشیم که در سه جا نباید سلام کرد:
۱. هنگام ورود به مجلس علم، چون باعث می‌شود حواس مستمعین و سخنران پرت شود؛
۲. هنگام نماز، چون باعث می‌شود شخصی که به‌نماز ایستاده، حواسش لحظه‌ای پرت شود؛
۳. سلام‌کردن مردها به زن‌ها به‌خصوص زن‌های جوان.

«وَ یُطَیِّبُ کَلَامَه‏» و سخنان او را پاکیزه بشمارد.
گاهی اوقات انسان‌ها غضبناک می‌شوند و حرف‌های رکیک و زشت می‌زنند؛ اما ما در مقابلشان کرنش کنیم و حرف زشت نزنیم، این کار باعث می‌شود که آب روی آتش غضب او بریزم و پشیمان شود؛ اما اگر ما هم در مقابل او ایستادگی کنیم و هیزم بر آتش غضب او بریزیم، باعث می‌شود او جری‌تر شود و دعوا هم به‌پایان نرسد.
بعضی از صفات در بعضی مواقع خودشان را نشان می‌دهند و بروز پیدا می‌کنند؛ مثلاً شجاعت که در میدان جنگ فهمیده می‌شود چه کسی واقعاً مرد عمل می‌باشد، حلم نیز هنگام غضب معلوم می‌شود.

«وَ یُبِرُّ إِنْعَامَه‏» و محبت او را نیکو بشمارد، یعنی ارزشمند جلو دهد و دل او را نشکند؛ مثلا: اگر شخصی به شما نسبت به توانش هدیه‌ای داد، شما طوری از او تشکر کنید که شخص مقابل فکر کند بهترین هدیه دنیا را به شما عطا کرده؛ اما معنای دیگر این فراز می‌تواند این باشد: و محبت او را نیکو جواب دهد.

«وَ یُصَدِّقُ إِقْسَامَهُ» سوگندهای او را تصدیق کند تا مانع بسیار قسم‌خوردن او شود. و چه خوب است که قبل قسم‌خوردن شخص او را تصدیق کنی تا باعث نشود که طرف قسم بخورد؛ زیرا قسم‌خوردن در مسئله غیرمهم کراهت دارد.

روزی یکی از زنان از حضرت باقر(علیه‌السلام) شکایت کرد و می‌گفت: حضرت مهریه او را نداده، حضرت با فرزند مبارکشان امام صادق به دادگاه آمدند، قاضی قضیه را به حضرت توضیح داد و حضرت این مطلب را تصدیق نفرمودند. قاضی گفت: یابن رسول الله باید سوگند بخورید که او دروغ می‌گوید؛ ولی حضرت قبول نکردند و به فرزندشان دستور دادند از خانه مقداری پول بیاورد تا مهریه او را عطا بفرمایند.
بعد از این اتفاق، حضرت صادق(علیه‌السلام) از پدر پرسیدند: ای پدر، چرا قسم نخوردید؟ شما که قبلاً مهریه‌اش را داده بودید! حضرت فرمودند: پسرم نام خدا بالاتر از آن است که من به‌خاطر مال دنیا قسم بخورم.
از این داستان نتیجه می‌گیریم که برای هر کار کوچکی قسم نخوریم.

مقرر: مهدی رضایی

پست‌های هم‌سو

پاسخ دهید