درس اخلاق با سخنرانی استاد نجم‌الدین طبسی

سخنرانی استاد نجم‌الدین طبسی(دامت‌توفیقاته)


در آستانه دو روز عظیم قرار داریم: یکی شهادت سیده نساء العالمین زهرای اطهر(سلام‌الله‌علیها) و دیگری سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی که از برکات و عنایات آن خاندان اطهر می‌باشد.

در آخر کتاب احتجاج طبرسی [که مشتمل بر احتجاجات نبی اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) تا امام زمان(علیه‌السلام) و نیز احتجاج‌های شیخ مفید، سید مرتضی و چند نامه می‌باشد]، سه نامه امام زمان(علیه‌السلام) به شیخ مفید آمده است که دو تای آن ثبت و یکی از آن‌ها مفقود است. [با قطع نظر از اشکال مرحوم آقای خویی(رحمه‌الله) و جوابی که دادیم].

حتماً این دو توقیع را بخوانید، از آنجایی که هر سطری از این کتاب، دنیایی مطلب دارد به‌عنوان طلبه‌ای که تجربه دارد و ۴۸ سال در حوزه‌ها بوده است، متواضعانه خواندن و مباحثۀ آن را به شما سفارش می‌کنم.

در نامه چنین آمده است: «إِنَّا غَیْرُ مُهْمَلِینَ لِمُرَاعَاتِکُمْ وَ لَا نَاسِینَ لِذِکْرِکُمْ وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ اللَّأْوَاءُ وَ اصْطَلَمَکُمُ الْأَعْدَاءُ»[۱] یعنی: همانا ما شما را رها نمی‌کنیم و هیچ‌وقت شما را از یاد نمی‌بریم و در پرتو عنایات ما هستید، که اگر اینطور نبود، سختی‌ها به شما روی می‌آوردند و دشمنان شما را از ریشه می‌کندند (اگر چیزی از ریشه کنده شود دیگر رشد نمی‌کند).

نجم الدین طبسیاگر برگه‌های تاریخ را ورق بزنیم پی می‌بریم که چه افرادی سختی و دشواری‌های بی‌شماری را تحمل کردند و خون‌ها ریختند تا اسلام و پیام دین به ما منتقل شود، زهرای اطهر(علیهاالسلام) و امیرالمؤمنین(علیه‌السلام)، سه یا چهار یاور داشتند که پای کار بایستند؛ زهرای مرضیه(سلام‌الله‌علیها) سختی‌ها را تحمل کردند و حضرت زهرا به زمین خورد؛ اما نگذاشتند پرچم «اشهد ان علیا ولی الله» به زمین بیافتد.

مصیبت آنچنان سنگین است که امیرالمؤمنین بفرماید: «لیت ابن ابی‌طالب مات قبل هذا الیوم»، این عبارت را دربارۀ صحنۀ دیگری ندیدم.

بنگرید که چه به سر جناب عمار و ابوذر آوردند [ابوذر در گرسنگی از دنیا رفت]، آنها زحمات فراوانی را به جان خریدند و الان ما سر سفرۀ آماده هستیم.

عطر خوش آل‌محمد(علیهم‌السلام) به جاهای مختلفی رسیده است و شاهد آن هستیم که افراد متعددی به تشیع رو می‌آورند.

همین دیروز میزبان ۲۵ نخبه از چند کشور آفریقایی بودیم که شیعه شده بودند. عده‌ای از اندونزی آمده بودند و اسم شهری که شهر دانشگاه‌ها است را بردند و خودشان می‌گفتند که وهابیت در آن منطقه فعالیت می‌کنند؛ اما نتیجه عکس می‌گیرند و نتیجه صدهزار کتاب ضد شیعی و تبلیغ وهابی این شد که نُه‌هزار دانشجو شیعه شدند [کتاب را مطالعه کرده و از حماقت آنها شیعه شدند].

علامه جعفرمرتضی عاملی حدود سی سال پیش کتابی به نام «صراع الحریه»[۲] نوشتند و در آن کتاب به فشارهایی که شیعیان بغداد در دوران شیخ مفید متحمل می‌شدند و بلاهایی که بر سر شیخ مفید، شیخ طوسی، حوزه‌های علمیه و عموم شیعیان آوردند، اشاره کرده است.

کتابخانه شیخ طوسی دارای هشتادهزار کتاب خطی بود [درحالی‌که امروزه کتابخانه‌های عظیم این مقدار کتاب خطی ندارند]، چندین‌بار این کتابخانه به آتش کشیده شد و به این کارشان افتخار می‌کردند. شیخ طوسی هم هجرت کرد و در نجف، حوزه تأسیس کرد. اگر این‌ها را با دوران خودمان مقایسه کنیم بیشتر احساس مسئولیت می‌کنیم.

شبیه آن اتفاقات و مصائب را در همین دوران اخیر نیز داشته‌ایم؛ مثلاً انتفاضۀ عراق را ببینید [در ویکی‌شیعه و ویکی‌پدیا ببینید]، در جریان انتفاضه شعبانیه قصدشان ریشه‌کن‌کردن شیعه بود، حدود چهارصدهزار شیعه کشته شد، آیت‌الله خویی(رحمه‌الله) را تعمّداً از روی جنازه‌ها ردّ کردند.

شیخ باقر قرشی بدون واسطه برای من تعریف کرد که صدام قصد داشت نجف را از نقشۀ عراق بردارد و چیزی از آن باقی نگذارد؛ اما خداوند حفظ کرد.

عرض من این است: الآن دوران شما است، قدر خودتان را بدانید، بنده شرق و غرب رفته‌ام و دیده‌ام چگونه مردم تشنۀ معارف هستند، جامعه به‌شدت شیفتۀ معارف ناب اهل بیت(علیهم‌السلام) است، شروع کنید، ماهواره‌های دشمن به‌طور شبانه‌روزی دارند حمله می‌کنند، جنگ امروز، جنگ فرهنگی است؛ البته ما هم شبکه‌های سالم داریم؛ اما به کارشناسان فاضل و تازه‌نفس نیاز داریم.


[۱]. الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسی)، ج‏۲، ص۴۹۷
[۲]. این کتاب با نام «شیخ مفید؛ پرچم‌دار آزادی اندیشه» توسط آقای محمد سپهری ترجمه شده است.

مقرر: غلامحسین جعفری

پست‌های هم‌سو

پاسخ دهید